على محمدى خراسانى

119

شرح رسائل (فارسى)

يعنى اگر مأموم علم تفصيلى به محدث بودن خود دارد نماز باطل است و يا اگر تفصيلا مىداند امام محدث است نماز باطل مىشود ولى اگر علم اجمالى داشته باشد اثرى ندارد بلكه هر دو در واقع پاكند و يجوز الايتمام ، جواب دوّم : از نظر اسلام در موارد زيادى اگر انسانى در ظاهر محكوم به حكمى شد ديگران وظيفه دارند آن حكم ظاهرى در حقّ اين شخص را به منزلهء حكم واقعى در حق خودشان حساب كنند و تمام آثار حكم واقعى را بر اين حكم ظاهرى مترتب كنند يعنى فرض كنند كه اين شخص واقعا داراى چنين حكمى است و همان‌طورىكه وجدانا اگر مىدانستيم او داراى اين حكم است آثار مترتب مىشد حالا هم كه تعبدا و ظاهرا وى محكوم به اين حكم گشته ما تمام آثار را مترتب مىكنيم باز هم نوبت به مخالفت قطعيه با علم تفصيلى نمىرسد ، حال اين جواب از مثال سوم تا مثال هشتم جارى است به اين بيان : در مثال سوم امام جماعت وقتى به حساب خودش رسيدگى مىكند كه آيا جنب هستم يا خير مىبيند كه شك در اصل جنابت دارد و اصل برائت جارى مىكند آنگاه در ظاهر خود را متطهر مىداند و وارد نماز مىشود آنگاه ماموم همين حكم ظاهرى در حق امام را براى خودش حكم واقعى حساب مىكند يعنى مىگويد : همان‌طورىكه اگر امام واقعا متطهر بود من مىتوانستم اقتدا كنم همچنين الآن كه در ظاهر خود را طاهر مىداند من مىتوانم اقتدا كنم پس از ناحيه امام جماعت مشكلى نيست مىماند خود مأموم آن هم نسبت به خود شك در تكليف دارد اصل برائت جارى مىكند فيجوز الايتمام پس علم اجمالى از هم پاشيده شد و نوبت به علم تفصيلى متولد نمىرسد . در مثال چهارم : وقتى حاكم شرع حكم به تنصيف نمود هركدام از دو تا مدّعى در ظاهر مالك نصف مىشوند آنگاه شخص ثالث مجاز است كه اين ملكيت ظاهريه را به منزلهء ملكيت واقعيه بداند و تمام آثار ملكيت واقعيه را بر